تبلیغات
منتقم - راز خوشبختی
 
درباره وبلاگ


این المنتقم...
در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

مدیر وبلاگ : جواد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما 		AmmarName.ir
منتقم
این المنتقم بدم المقتول بکربلا
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 22 تیر 1390 :: نویسنده : جواد

راز خوشبختی چیه؟

برای رسیدن به خوشبختی، باید شش چیز رو بدونیم و به یک چیز هم عمل کنیم، که اونها رو به ترتیب در ادامه مطلب نوشتم.

 

چیزهایی که باید بدونیم و بهشون ایمان بیاریم:

اول: خوشبختی و بدبختی از وجود خود ما سرچشمه میگیره و نباید اون رو به عوامل خارجی نسبت بدیم؛ که امام علی (ع) فرمودند: ای بشر، کانون خوشبختی و بدبختی در وجود توست، در زمین و آسمان جستجو مکن.

دوم: باید به ارزش واقعی خودمون پی برده و قدر خودمون رو بدونیم و قدر این همه استعدادها و کمالات و نعماتی که خداوند برای ما قرار داده؛ نباید خیال کنیم که موجود کمی هستیم که بفرموده علی (ع): عالم هستی ملک و ملکوت با آن عظمت و بزرگیش در ذات ما نهفته و خلاصه شده است. نا سلامتی ما اشرف مخلوقاتیم!

سوم: باید دشمن خوشبختی رو بشناسیم که به فرموده قرآن و ائمه(ع)، دو عامل بزرگ تخریبی که جلوی خوشبختی و پیشرفت ما رو  میگیره و ما باید با تمام قدرت با اونها مبارزه کرده و از خود دورشون کنیم، یکی ضعف و سستی و دومی غم و اندوه هستش؛ خداوند میفرماید: هیچگاه به خود ضعف و سستی و غم و اندوه راه مدهید که مانع خوشبختی شماست، مردان با ایمان با آنها مبارزه میکنند(ولا تهنوا و لا تحزنوا وانتم الاعلون ان کنتم مؤمنین)-آل عمران- 139؛ و حضرت علی (ع) نیز میفرماید از ضعف و سستی و غم اندوه بگریزید، زیرا این دو عامل فساد، مانع ترقی و تکامل شما خواهد شد و با روحیه ضعیف و افسرده نمیتوان در انجام کار چه دنیا و چه آخرت موفقیت پیدا کرد.

پس، از خود نقطه ضعف نشان ندهیم، چه در برابر دیگران، چه مقابل شیطان و چه مقابل خود و روحمان؛ و همیشه سعی کنیم شاد باشیم چه در ظاهر و چه در باطن و به شادیها و خوبیها فکر کنیم و فکرمان را مشغول و محزون غم دنیا نکنیم.

چهارم: باید بدونیم زندگی مانند پارچه ای است که تار و پودش با رنگ سغید و سیاه بافته شده، هم شیرینی داره و هم تلخی، هم گل داره و هم خار؛ باید از تعاقب شب و روز عبرت گرفته و بدونیم که هیچ چیز در دنیا پایدار نمیماند؛ غم و شادی، زشتی و زیبایی مانند دانه های زنجیر در کنار هم متصلند و یکی پس از دیگری پیش می آیند؛ با هر سختی، آسانی و با هر غمی، شادی قرار دارد که (فانّ مع العسر یسرا، انّ مع العسر یسرا) شرح- 5و6؛ و این سنت الهی تغییر پذیر نیست؛ نباید از دنیا و روزگار و مردمش توقع و انتظار بیجا داشت که به ما خوبی کنن؛ و نباید هنگام مصائب این جمله معروف رو گفت که: چرا من؟ - پس کی، مگه تو چه فرقی با دیگران داری؟ نباید توقع داشت که حوادث و زشتی ها و بدی ها فقط برای عده ای از مردم باشن.

باید نظر به خوبیهای هر چیز انداخت نه به عیوب و نواقص آن، و آنوقت است که از هر چیز عالم لذت میبریم. گویند حضرت مسیح(ع) با حواریون خود از گذرگاهی میگذشت که لاشه سگی را دیدند؛ حواریون گفتند عجب سگ متعفنی است حضرت مسیح فرمودند: چرا دندانهای صدفی اش را نمیستائید و با دیده خوب نمی نگرید که خدا چه زیبا خلقش کرده است.

پنجم: باید به این خطر بزرگ پی ببریم که چیزی که بیشتر از همه مایع بدبختی و سیه روزی ماست و هر روز آسمان حیات ما رو تیره و غبار آلود میکنه، حوادث و پیشامد های کوچک روزگاره که به اونها اهمیت داده و در مهد خیال میپرورانیم و نزد خودمون بزرگش جلوه میدیم؛ باید بیخیال بود و چیزهای بزرگ و زیبا رو فدای این حوادث کوچک و بی ارزش نکرد. باید با بی اعتنایی از کنار حوادث و غمهای دنیا گذشت و سخت نگرفت که به قول معروف سخت بگیری، سخت میگذره. باید بدونیم که تنها ما نیستیم که رنج میبریم و محنت میکشیم و همه  اینطورند، وقتی به این مسئله فکر کنیم، آرامتر میشیم.

باید از خوبیها لذت برد و بدیها رو ندیده گرفت. کسانی که با زحمت و اضطراب به حوادث روزگار مینگرند، سخت در اشتباه هستند و با دست خویش مصائب خود را چندین برابر بزرگ میکنند. اگر توانستیم فکر خود را بدست بیاوریم و نگذاریم در مواقع گرفتاری، روحمان مضطرب شود، میتوانیم در عین گرفتاری، خوشبخت باشیم.

ششم: باید به ارزش گرفتاری پی ببریم؛ مشکلاته که به روح انسان ارزش داده و نیرومندش میسازه؛ رشد وجود آدمی جز در صحنه گرفتاریها و شدائد و مشکلات به ثمر نمیرسه. یک مثال ساده: تا گندم زیر خاک نره و شکافته نشه، قدم به مرحله کاملتر نمیذاره و سر از خاک به صورت بوته گندم در نمیاره؛ و تا در زیر سنگ آسیاب نرم نشه و خمیر نشه و در شکم آتش قرار نگیره، به نان تبدیل نمیشه و باز اون نان تا زیر دندانها خورد و نرم نشه، جذب بدن انسان که عالیترین مراحل کمالشه، به صورت فهم و عقل و قدرت کار برای انسان تجلی پیدا نمیکنه؛ پس مشکلات و سختیها مقدمه کمال و پیشرفته و باید حتی اونها رو مواهب و نعمات الهی دونست که به صورت امتحانی برای انسان در اومدن.

اگر درست دقت کنیم اعتراف خواهیم کرد که همه حوادث و شدائد و ناملایمات برای ما موجب ترقی و کمال و خوشبختی بوده؛(برا من که اینطور بوده فکر میکنم و همچنین برا مملکتمون با این همه تحریمها و مشکلات و کمبودهای بعد از دفاع مقدس).

همیشه از همه برکات و مواهب الهی برخورداریم در عین حال ناشکری کرده و قدر نمیدونیم؛ در نعمت خوشبختی غوطه وریم و فریاد میزنیم که خوشبختی کجاست، مثل ماهیان دریا که در جستجوی آب دریاها را میپیمایند.

اما به اون یک چیزی که باید عمل کنیم، چیزی نیست جز:

انجام وظیفه: همون چیزی که به انسان خوشبختی میده و به روحش نشاط و شادمانی، انجام وظیفست. می بیند که وقتی انجام وظیفه میکنید در خود یک احساس غرور و مسرت و یک سربلندی و پیروزی پیدا میکنید و قرآن مجید میگه: در سایه ایمان و عمل صالح میتوان در آغوش خوشبختی قرار گرفت و دارای یک زندگی مسرت بخش بود(من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبه)نحل-97. می بینید که هر وقت وظیفه ای رو انجام نداده باشیم، مدام یک احساس بد عذاب و بدهکاری مثل باری رو دوشمون هست اما وقتی به وظیفمون عمل میکنیم احساس راحتی میکنیم. انجام وظیفه چه در امور دنیوی و چه امور اخروی انسان رو شاد میکنه و بهش حس خوشبختی میده. به عبارتی میشه انجام وظیفه رو در یک کلمه دیگه خلاصه کرد و اون تقوا هست که ابعادش هم دنیوی و هم اخرویه و در این راه، یک اصل مهم، عزم و اراده است و همون طور که گفتیم: ضعف و سستی نشان ندادن و تنبلی نکردن.

التماس دعای فرج





نوع مطلب :
برچسب ها : راز خوشبختی، دشمن خوشبختی، ضعف و سستی، غم و اندوه، خطر بزرگ، حوادث و پیشامد های کوچک، سخت بگیری، سخت میگذره، انجام وظیفه، عزم و اراده، آیه 97 سوره نحل، آیه 5 و6 سوره شرح، آیه 139 آل عمران، سخت بگیری سخت میگذره،